همه می دونیم دوست داشتن توی ذات آدمهاست و روزی که معنایش را فهمیدم
این رو از دل گفتم
شادم که از این سکوتو تنهایی
بیدارم کردیو طلوع کردم
شادم که در غروب عمرم
چشمان سیاه تورا نگاه کردم
فرو رفتم به فکر
فرو رفتم به زندان تنهایی
سهمم از دنیا عشق شد
فرا خواستم از فکر جدایی
به دنبال کسی می گشم
در این حس تاریکی و رهایی
تو را دیدم که نوری بودی
در این ظلمت و تاریکی
این صدای قلب من است
گوش کن و لحظه ای تکرار کن
این قلب پاره پاره را از نو بساز
آنرا ویران ویران تو نکن
این همان عشق است
که یکروز آنرا مقدس خواندی
من را مجنون خود کردیو
عشقت را در دلم تا ابد راندی
حالا دیگه رفاقت ها قصه شده
عاشقی ها الکی پر از غصه شده
تازه عشق منو تو شروع شده
اسم تو لیلی اسم من مجنون شده
غصه هامو تو فهمیدی
اگه خندیدم تو خندیدی
بی گدار زدم به جاده
تو راه صافو برام کشیدی
تو نگران من
من نگران خودم نبودم
تو شدی عاشق من
من تو حالو هوای تو نبودم
برام هیچ حسی شبیح تو نیست
کنار تو درگیر آرامشم
همین از تمام جهان کافیه
همینکه کنارت نفس می کشم
برام هیچ حسی شبیح تو نیست
تو پایان هر جستجوی منی
تماشای تو عین آرامشه
تو زیباترین آرزوی منی
منو از این عذاب رها نمی کنی
کنارمی به من نگاه نمی کنی
تموم قلب تو به من نمی رسه
همینکه فکرمی برای من بسه
با سلام به دوستان
شرمنده که یه مدتی نبودم دچار مشکل شدم
سال نو با تاخیر مبارک![]()
![]()
اهل کوهستان و کویر شایدم رودخانه و رود
اهل عشقو عشق بازی کورکورانه و کور
اهل اینجا نیستم مادرم می گفت اهل جای دور
خانه و کاشانه در دست دشمن ما گرفتیم به زور
نفسی می کشیم برای زندگی که شده زنده ماندن یک مرور
معنی زنده ماندن عشق بودو چشم قلبمان شده کور کور
همچنان تنهای تنها همچنان از معشوق دور
عشق را می خواهیم تا نفسی بکشیمو زنده بمانیم.........
با سلام خدمت کلیه دوستان عذر می خوام که مدتی نبودم درگیر امتحانات و دروس بودم
انشالله با توفیق الهی باز تا چند روز آینده در خدمتتون باشم